پیوند به صفحه اصلی

این مطلب در جواب آقای شهریار عدل نوشته شده است:

 

طیاره سمپاش در خدمت جاودانگی تنگه بلاغی و پاسارگاد

 

رضا مرادی غیاث آبادی

http://www.ghiasabadi.com

 

 

گاهی در رسانه‌های خبری گزارش‌هایی دیده می‌شود که خواننده از شدت شگفت‌زدگی، بارها آن گزارش را می‌خواند و نه تنها باور نمی‌کند، بلکه حتی به درک خود از زبان فارسی هم شک می‌کند. من نمیدانم مصاحبه‌ای که با آقای شهریار عدل و با عنوان دره بلاغی برای باستان‌شناسان 200 سال دیگر جاودانه شد در وب‌سایت خبرگزاری میراث فرهنگی منتشر شده، آیا به راستی سخنان ایشان است یا محصول دخل و تصرف‌هایی است که امروزه به فراوانی در نشریات دیده می‌شود و بزودی توسط ایشان تکذیب می‌شوند.د

آقای شهریار عدل، که در این گزارش از ایشان به عنوان باستان‌شناس ایرانی و کارشناس پرونده‌های ثبت میراث جهانی در ایران یاد شده است و علاوه بر این نگارنده نیز اطلاع دارد که ایشان مدتی مشاور عالی سازمان میراث فرهنگی و یکی از خبرگان تشخیص اشیای عتیقه اصلی از بدلی بوده‌اند، در این مصاحبه فرموده‌اند: "عکسبرداری هوایی از دره و تنگه بلاغی و تهیه نقشه‌های توپوگرافی بر اساس عکس‌های گرفته ‌شده، وضعیت ریخت‌شناسی این دره باستانی را برای باستان‌شناسانی که در آینده و پس از عمر سد سیوند به دره بلاغی می‌آیند، جاودانه کرد. آبگیری سد سیوند باعث می‌شود رسوبات زیادی از طریق رودخانه پلوار پشت سد جمع شود و همین موضوع نیز باعث پایان بخشیدن به عمر سد می‌شود. از سوی دیگر این رسوبات سطح دریاچه را پر می‌کند و به همین علت وضعیت توپوگرافی منطقه نیز محو می‌شود و باستان‌شناسانی که در آینده به دره بلاغی می‌آیند، نمی‌توانند محل آثار را شناسایی کنند. به خواسته دکتر طالبیان برای آنکه باستان‌شناسانی که 200 سال دیگر برای پژوهش و کاوش به تنگه بلاغی می‌آیند، بتوانند وضعیت توپوگرافی منطقه را شناسایی کنند، از دره و تنگه بلاغی با ارتفاع پایین عکسبرداری هوایی انجام شد و هم اکنون نیز این عکس‌ها با استفاده از متخصصان نقشه‌برداری باستان‌شناسی از سازمان نقشه‌برداری کشور به صورت نقشه توپوگرافی در آمده است و به صورت بایگانی باقی می‌ماند تا مورد استفاده آیندگان قرار گیرد. سد سیوند، سدی خاکی با هسته رسی است که عمر آن 100 سال تخمین زده می‌شود. پس از این زمان، سد به علت رسوباتی که در پشت آن جمع می‌شود، به صورت آبشار در می‌آید اما سطح دریاچه آن که همان دره بلاغی و آثار باستانی موجود در آن است از رسوبات پر می‌شود. این کار برای پژوهشگران آینده انجام می‌شود و از آنجایی که غرق آثار در میان دریاچه سد سیوند باعث تخریب آثار نمی‌شود، باستان‌شناسانی که 200 سال دیگر به این تنگه و دره باستانی می‌آیند، می‌توانند با تشخیص محل آثار و توپوگرافی منطقه از طریق نقشه‌های تهیه‌ شده، پس از برداشتن رسوبات به کاوش در تنگه بلاغی مشغول شوند."

         ما از جناب آقای شهریار عدل بخاطر پیشینه خدمات فراوانی که به آثار باستانی ایران کرده‌اند، بسیار سپاسگزاریم و آنرا قدر می‌نهیم. همچنین بخاطر اینکه تا این اندازه به فکر باستان‌شناسان 200 سال بعد هستند و اینکه حتی توانسته‌اند زمان دقیق این کاوش آتی را نیز تشخیص دهند و بارها از آن یاد کنند. همچنین بسیار سپاسگزاریم که در کنار فعالیت اصلی خود به عکاسی و نقشه‌برداری هم روی آورده‌اند. تنها امیدواریم که فعالیت‌های ایشان در این حرفه جدید، آنچنان ناشیانه نباشد که به نابودی دیگر آثار فرهنگی ایران بینجامد.

جناب آقای عدل! تهیه عکس‌های هوایی و نقشه‌های توپوگرافی، کاری بسیار ضروری در کاوش‌های باستان‌شناسی است. اما اینها همواره پیش از آغاز عملیات کاوش تهیه و ترسیم می‌شوند و نه پس از پایان فصل حفاری. از سوی دیگر، این باستان‌شناسان جوان و پرتوان امروز ما هستند که به این عکس‌ها و نقشه‌ها نیاز دارند و با کمترین امکانات و حداقل ابزارهای علمی متداول در دنیا و به شیوه‌های کهنه و متروک ده‌ها سال پیش به نجات‌بخشی آثار میهن خود می‌پردازند و نه باستان‌شناسان صدها سال دیگر، که دیگر چیزی از تنگه بلاغی برای کاوش آنان باقی نمی‌ماند.

جناب آقای عدل! شما بر بنیاد کدام قاعده شناخته‌شده باستان‌شناسی حکم می‌دهید که «غرق آثار در دریاچه سد سیوند، باعث تخریب آثار نمی‌شود»؟ غرق کدامیک دسته از آثار؟ آیا هیچ نیازی نبود که این آثار از لحاظ جنس و آسیب‌پذیری در برابر رطوبت تفکیک شوند؟ آیا آثار سنگی و معدنی به همان اندازه در برابر آب‌دیدگی مقاوم هستند که آثار خشتی و مواد آلی؟ شما لابد به خوبی می‌دانید که بافت و اجزای تشکیل‌دهنده لایه‌های استقراری پیش از تاریخی، عمدتاً از گل خشک‌شده و خشت، خاکستر، بازماندهای گیاهی و جانوری و دیگر مواد آلی تشکیل شده‌اند که پس از غوطه‌ور شدن در آب‌های دریاچه، بسرعت تجزیه و نابود می‌شوند. آیا شما اینرا نمی‌دانید یا لازم بوده است آنرا انکار کنید؟

حال فرض را بر این می‌گذاریم که براستی آنگونه که شما حکم قاطع داده‌اید، غرق شدن آثار در دریاچه سد، آسیبی به آنها وارد نمی‌کند. پس در اینصورت عملیات نجات‌بخشی و حفاری‌های اضطراری کنونی در منطقه تنگه بلاغی به چه دلیل انجام می‌شود و چه لزومی برای چنین کاوش‌های سریعی وجود دارد؟ چرا باستان شناسان ما وقت و توان خود را صرف کاری بیهوده می‌کنند؟

جناب آقای عدل! مطمئن باشید نقشه‌هایی که مدعی هستید برای سده‌های آینده تهیه شده‌اند (که نشده‌اند) نیز پایدار نمی‌مانند. کسانی که نتوانند آثار باستانی پر اهمیت خود را پاس دارند، نخواهند توانست چند برگ نقشه را نیز نگاهداری کنند. کسانی که به گذشته بی‌توجهند، به حال و آینده نیز بی‌توجهی خواهند کرد. مطمئن باشید که باستان‌شناسان آینده نیازی به این نقشه‌ها نخواهند داشت. چرا که چندان اثری از لایه‌های استقراری تنگه بلاغی باز نخواهد ماند تا نیازی به نقشه‌ جایگاه‌های پیشین آن باشد.

مطمئن باشید سرعت تولید علم و ابزارهای علمی بسیار سریع‌تر از آن است که باستان‌شناسان سده‌های آتی، نیازی به عکس‌‌های هوایی‌ای داشته باشند که مسلماً آن هم با ابزارهای ده‌ها سال پیش و با یک دوربین زایسیکون تلما و با یک طیاره ملخی گرفته شده‌اند و تهیه‌کنندگان آن نمی‌دانسته‌اند که حتی در زمان خودشان عکس‌های ماهواره‌ای به مراتب بهتر و دقیق‌تری تهیه و منتشر شده و در دسترس همگان است و حتی به سادگی می‌توان سفارش‌ دریافت نسخه‌های ویژه ویراسته شده دیگری از آنرا نیز داد.

ا         اما از سوی دیگر و با پوزش فراوان باید خدمت حضرت آقای عدل عرض کنم که برای ترسیم نقشه‌های توپوگرافی از ناحیه‌ای  کوچک و با مقیاسی بزرگ، اصلاً نیازی به عکس‌های هوایی نیست. چنین نقشه‌هایی آنچنان که هر دانش‌آموز نوجوان رشته نقشه‌برداری و هر دانشجوی مبتدی باستان‌شناسی از آن آگاهی دارد، با اندازه‌گیری‌های ترازیابی زمینی، ثبت مختصات ژئودتیک، ترسیم شبکه مختصات ناحیه مفروض و برپایی ایستگاه‌های چندین‌گانه ترازیابی در منطقه ترسیم و اجرا می‌شوند. همچنین ناچارم که باز هم با پوزش فراوان به عرض برسانم که اصولاً چنین ایستگاه‌های ترازیابی و نقشه‌هایی، نه تنها تا 200 سال دیگر اعتبار و ارزشی ندارند، بلکه عوامل گوناگون محیطی و زمین‌ساختی موجب تغییرات جدی در آنها می‌شود. به همین دلیل است که همواره شناسنامه ایستگاه‌های ترازیابی پس از هر چند سال، دوباره اندازه‌گیری و اصلاح می‌شوند. با توجه به نکات بالا، تصور نمی‌کنم آنگونه که ادعا شده است با کارشناسان سازمان نقشه‌برداری کشور همکاری و حتی مشورتی شده باشد.د 

جناب آقای عدل! آنچه برای آیندگان ما باز می‌ماند تا بدان استناد کنند و قدر کوشش‌های ما را بدانند، عکس‌ها و نقشه‌های شما نیستند؛ بلکه سخنان شما هستند. این سخنان و اظهارنظرهای فرمایشی و مصلحتی ماست که از سابقه درخشان ما برای آیندگان باز می‌ماند. آنچه برای فرزندان ما به یادگار می‌ماند، این است که خواهند دانست پیشینیانشان نه تنها کوشش‌ چندانی برای پاسداشت یادمان‌های دیرین خود بکار نبستند، بلکه حتی زحمت یک لایروبی ساده را نیز بخود ندادند تا از آن تفرجگاهی مفرح، همراه به آبشاری نغمه‌خوان برسازند. آبشاری که هر ناله‌اش بازگوکننده بی‌توجهی‌های ما، سخنان و ادعاهای موهوم و دهان پرکن ما خواهد بود. خواهند دانست که ما زحمت لایروبی رسوبات مانداب سدی را نیز بخود ندادیم که تاریخ بلاانقطاع و پیوسته هزاران سال از پیشینه یک میهن کهنسال و با فر و شکوه در خود غرق و نابود می‌کرد.

پیوند به صفحه اصلی