بازگشت به

صفحه اصلی

 

 

فايل صوتی:

 

 

با اجرای حميد حميدی

بازگشت به

فهرست

به امضای دل

سيمين بهبهانی:

من اين شعر را با الهام از کوشش های کميته نجات پاسارگاد سروده ام و آن را به اين کميته اهدا می کنم.

از سخنان خانم سيمين بهبهانی در مراسم بزرگداشت او در شهر واشنگتن ـ 20 ماه مه 2006

خانم سیمین بهبهانی، محبوب ترین و موفق ترین شاعر معاصرایرنزمین، در سفر اخیرشان به خارج از کشور،

 در همه جا کمیته بین المللی نجات و فعالین این کمیته را به مهرنواخته اند. در برنامه ای که در واشنگتن و به مناسبت سالگرد تولد ایشان تدارک دیده بودند ایشان گفتند شعر به امضای دل را به شوق همین فعالیت ها

سروده اند  و آن را  به کمیته بین المللی نجات هدیه کردند.

سپاس و قدردانی  کمیته نجات تقدیم به این هنرمند شجاع، وطن دوست و مدافع خستگی ناپذیر حقوق بشر.

عکس اختصاصی در مراسم بزرگداشت

 

اي ديار روشنم، شد تيره چون شب روزگارت
کوچراغي جزتنم؟ کاتش زنم در شام تارت:
ماه کو؟ خورشيد کو؟ ناهيد چنگي نيست پيدا!
چشم روشن کو؟ که فانوسش کنم، در رهگذارت؟!

آبرويت را چه پيش آمد؟ که اين بي آبرويان
مي گشايند آب در گنجينه هاي افتخارت؟
شيرزن شيرش حرام کام نامردان کودن
کز بلاشان نيست ايمن گور مردان ديارت

مي فروشند آنچه داري: کوه ساکن،رود جاري
مي ربايند آهوان خانگي را از کنارت
گنج هاي سر به مهرت رهزنان را شد غنيمت
درج عصمت مانده بي دردانگان ماهوارت

شب که بر بالين نهم سر، آتش انگيزم ز بستر
با گداز سوز وساز مادران داغدارت
در غم ياران بندي، آهوي سر در کمندم
بند بگشا- اي خد!- تاشکر بگذارد شکارت

مدعي را گو چه سازي مهر از گل درنمازت
سجده بر مسکوک زر پر سودتر آيد به کارت!
اين زن اي من- برکمر دستي بزن، برخيز ازجا:
جان به کف داري همين بس بهره از دار وندارت!