|

تخريب شريان های حیات با سد سازی
سدهاي بزرگ اكثرا توأم با وارد آوردن آسيبها و خسارات جبرانناپذيري به سيستم اكولوژيك منطقه است كه اين به نوبهخود خسارات اقتصادي به همراه دارد؛ اين شناخت پس از تجربههاي تعداد كثيري از پروژههاي سدهاي بزرگ در دنيا به دست آمده است
رودخانهها نقش حياتياي در طبيعت بهعهده دارند. وجود گياهان، جانوران و جوامع انساني، وابسته به سلامت آنهاست. در فصلهاي بارندگي، طغيان رودخانه در مسير خود زمينهاي مجاور و تالابها را سيراب ميكند و رسوبات آبرفتي را كه حاوي املاح معدني و آلي است برجاي ميگذارد.
پس از خاتمه فصل پر آبي، سطح رودخانه پايين ميرود و زمينها زهكشي شده و نوبت رشد سريع گياهان و كشت زمينهاي كشاورزي فراميرسد. اين روند طبيعي، حيات گياهان و جانوران را كه انسان به آن وابسته است، به شيوهاي پويا حفظ ميكند؛ بنابراين سلامت رودخانهها در گرو عدمتجاوز بشر به اين روند طبيعي است.
اغلب رودخانهها در پايان مسير خود به دريا ميريزند و رسوبگذاري در دلتاي رودخانه به حاصلخيزي زمينهاي ساحلي و نيز به حفاظت آنها نسبت به پيشروي آب دريا منجر ميشود.سدها كه اغلب بهمنظور آبرساني، تنظيم جريان آب رودخانهها، توليد نيرو و كنترل سيلاب احداث ميشوند به 2دسته تقسيم ميشوند: سدهاي كوچك (بند و آب بند) و سدهاي بزرگ. امروزه حدود 800هزار سد در جهان موجود است كه 45هزار در رديف سدهاي بزرگ قرار ميگيرند؛ اينها سدهايي به ارتفاع بيش از پانزده متر يا حجم مخزن بالاتر از 3ميليون متر مكعب هستند.
عمر مفيد سدهاي بزرگ معمولا از 40سال تجاوز نميكند و در بسياري موارد حتي نصف اين زمان است. ساخت سدهاي بزرگ عمدتا بعد از جنگ جهاني دوم معمول شد.احداث سدهاي بزرگ اكثرا توأم با وارد آوردن آسيبها و خسارات جبرانناپذيري به سيستم اكولوژيك منطقه است كه اين به نوبهخود خسارات اقتصادي به همراه دارد؛ اين شناخت پس از تجربههاي تعداد كثيري از پروژههاي سدهاي بزرگ در دنيا به دست آمده است.
تأثيرات سدها بر درياچه اورال
بين سالهاي هزار و سيصد تا هزار و سيصد و شصت بهمنظور بهرهبرداري كشاورزي از زمينهاي پهناور اطراف درياچه اورال در شوروي سابق، سدها و بندهاي متعددي ساخته شد تا آب مورد نياز را براي زيركشت بردن زمينهاي باير فراهم آورد. در خاتمه اين دوران، نتيجهگيري بهدستآمده چنين بود كه خسارات وارد شده به مناسبت اين طرح وسيع سدسازي و آبرساني، بهمراتب بيش از هرگونه برداشت اقتصادي از آن بوده است. علت اين امر فاجعه نمكزار شدن زمينهاي باير اطراف درياچه بود.
در اثر آباندازي به اين زمينها، نمكي كه در عمق زمين بود، از طريق نيروي مويينگي به سطح زمين منتقل شده و ميزان نمك زمين را به حدي بالا برد كه زمينهاي مورد بحث بلااستفاده شدند. بهمنظور چاره اين مسئله، سيستم زهكشي زمينها و انتقال نمك به درياچه صورت گرفت كه به نوبهخود باعث نابودي ماهيهاي درياچه شد. سرانجام، بخش اعظمي از جمعيت شهرها و بنادر در منطقه ناچار به مهاجرت شدند و خسارات وارده ازجمله بيكاري، كاهش تجارت و توريسم و متروكشدن بنادربه وقوع پيوست.
سد تاربلا
سد تاربلا كه در سال1350 در پاكستان احداث شد، داراي ارتفاع 148متر و ظرفيت مخزن 9ميليارد مترمكعب است. طبق برآورد رسوبگذاري سد، قرار است 20 ميليارد تن رسوب در مخزن آن جمع شود. اين رسوبگذاري منجر به افزايش سطح مخزن به ميزان 50درصد خواهد شد كه در چنين شرايطي عمر مفيد اين سد به پايان ميرسد.
مساحت زمينهاي حوزه رودخانه سند از محل سد تا دريا، قريب به يك ميليون هكتار است كه 300هزار هكتار از آن بستر رودخانه و 700هزار هكتار باقيمانده، زمينهاي كشاورزي و جنگلي را تشكيل ميدادند. زمينهاي جنگلي كمتر از 200هزار هكتار و 500هزار هكتار ديگر، زمينهاي كشاورزي بود. كليه اين زمينها ازجمله زمينهاي جنگلي، تا قبل از آغاز بهرهبرداري از سد تاربلا در سال1350، بهطور سالانه در دوران بارندگيهاي سيلابي پاييز، زير آب ميرفت و به هنگام عقبنشيني سيلاب در مهر ماه، كشت غله، دانههاي روغني، سبزيجات، ميوه و حبوبات انجام ميشد و تا ارديبهشت محصولات رشد كامل خود را ميكردند.
در ماههاي خرداد و تير زمين درو ميشد تا مجددا بين مرداد تا مهر در اثر سيلابهاي پاييزي آبياري شود. جنگلهاي منطقه، علاوه بر تأمين چوب و الوار و سوخت، چراگاه صدها هزار دام، گاو، گاوميش و بز بود. رودخانه، ماهي فراوان داشت و صيد ماهي، خوراك ساكنين منطقه را تأمين ميكرد. در دلتاي رودخانه جنگلهاي آب شور به وسعت 250هزار هكتار وجود داشت و امكانات شغلي در حوزه رودخانه، مردم مناطق دوردست را نيز جلب ميكرد.
پس از 38سال از تاريخ احداث سد تاربلا، شاهد از بين رفتن جنگلها هستيم. جنگلهاي آبشور به 18هزار هكتار تقليل يافته، ماهيگيري به 10درصد نسبت به گذشته كاهش يافته، دلفين سِندي تقريبا به كلي نابود شده، جانوران بومي مانند آهو و بسياري از حيات وحش به كلي از صحنه پاك شدهاند. در حال حاضر منطقهاي كه هر ساله با طغيان سيلابي رودخانه سيراب ميشد، 10ماه از سال كاملا خشك است و فرسايش بادي و آبي (هر وقت آبي در كار باشد) معضلي جدي شده است. حاصلخيزي زمينها بسيار كاهش يافته و كشاورزي كه زماني به ميزان 3نفر به هكتار، تأمين زندگي مردم را ميكرد، چنان آسيب ديده كه بيش از 1/5ميليون نفر مجبور به مهاجرت شدهاند.
جزر و مد روزانه موجب پيشروي آب شور دريا تا 100كيلومتر به داخل مصب رودخانه شده است. اين پديده به شورشدن آبهاي زيرزميني همجوار رودخانه و تبديل زمينهاي كشاورزي سابق به زمين باير و بهدنبال آن منجر به كوچ اجباري ساكنين روستاها و مراتع منطقه شده است. بندركتي كه در سال1351 جمعيتي 25هزار نفري داشت به محلي غمانگيز با 5هزار سكنه تبديل شده است. وضع دامداري و كشاورزي در مراتع منطقه به قدري وخيم شده كه بيكاري، فقر، خشونت و مهاجرت بهنحوي باورنكردني بيداد ميكند.
در اثر فقدان آب شيرين، شوري آب دريا در مناطق ساحلي بالارفته و در پي آن بسياري از موجودات دريايي مانند ميگو، خرچنگ و انواع ماهيهايي كه بخشي از زندگي خود را در آبهاي نيمهشور به سر ميبرند، بهشدت كاهش يافته است. نكته ديگر اين است كه در اوايل قرن بيستم ميلادي، هنگامي كه جريان كامل آب رودخانه برقرار بود، در اثر رسوبگذاري، پيشروي خشكي در دريا به ميزان 15متر در سال صورت ميگرفت. كافي است بدانيم كه در زمان حمله اسكندر مقدوني به سال 325 قبل از ميلاد، خط ساحلي در نزديكي تالهار بوده است و از آن زمان خشكي قريب به 50كيلومتر به داخل دريا پيشروي كرده است.
اما از وقتي كه با احداث سد، آب رودخانه به دريا نميرسد، روند معكوسي ايجاد شده كه به مناسبت آن فرسايش ساحل دريا در اثر جزر و مد و از بين رفتن زمينهاي ساحلي به وضوح مشاهده ميشود.اين سرانجام دوراني است كه 30هزار سال پيش آغاز شد؛ رودخانهاي پر عظمت چون سند به زنجير اسارت بشر درآمد. اين اسارت، جريان بلامانع رودخانه به دريا را چنان مهار كرد كه خسارت جبرانناپذيري به بشريت وارد آورده است.
اين ماجرا براي اكثر سدهاي بزرگ تكرار ميشود و اگرچه هنوز سدهاي بزرگ ساخته ميشوند ولي مراكز تأمين بودجه تأسيس سدهاي بزرگ همگي سرمايهگذاري خود را در اين زمينه بهشدت كاهش دادهاند. در سال1372 بانك جهاني، مبلغ 1/438ميليارد دلار وام براي احداث سدهاي بزرگ تأمين كرد. در حالي كه فقط 5سال بعد، يعني در سال1377 اين وام به 591ميليون دلار كاهش يافت. آمار بينالمللي حاكي از آن است كه تعداد سدهاي بزرگ كمابيش تا سال1350 در حال افزايش بود اما از آن تاريخ تاكنون احداث اين نوع سدها به كمتر از 40درصد رسيده است.
همشهری
فرستنده، احمد همراه کمیته نجات، از تهران
کمیته بين المللی نجات پاسارگاد