Save Pasargad Committee

      سایت رسمی بنیاد میراث پاسارگاد

 

پيوند به خانه

 

 

از هوای خاک آلود پرنده می گیرند
و از آب گل آلود ماهی...

از: سیدمیثم آقاسیدحسینی
پنج سال پیش ، وقتی فشارهای مختلف از تمام زوایا با ابعاد گوناگون بر من وارد شد . به سفرهایم با دوچرخه پناه بردم وبه جنوب کشور ،کرانه خلیج فارس رفتم ، جایی در محدوده میان آلودگی های ناشناخته و ریزگردها.به خاطر هدف و علاقه ای که به مردم مناطق محروم داشتم و دارم ،با هماهنگی چند سازمان مردم نهاد و شبه مردمی طول مسیر را رکاب زدم ...
قصد داشتم و در اندیشه می پروراندم آخرین روزهای حضورم در خاک میهنم را نیز سپری کنم ، هدفم مزید بر علت شده بود تا با خودم دوربینی برای ثبت لحظات که در گذشته دورادور دیده بودم به همراه ببرم تا چنین روزی به  نظرتان برسانم و یادداشت هایی هم از تک تک لحظات بر میداشتم از گفتگوهایم با مردم مناطق بیش از ۷۰ روستای محروم از موقعیت سیاسی و اجتماعی جنوب کشور در دیدار با مسئولان و مروجان دینی و فرهنگی ، درهر صورت نتیجه را قصد داشتم در قالب کتابی با عنوان با پاهایم بر فراز خلیج فارس پر گشودم منتشر کنم .
 

هر ساعتم، حتی در لحظات پایانی شب در پژوهش و گفت و گو با پیرها و جوانان آن مناطق را سپری شد.
در همان مدت محدود سفر ، میشد فهمید که نگاه بسته ی برخی مسئولان به مردم اهل سنت و غیره جنوب کشور نگاهی تبعیض آمیز است.
بسیاری از مردم از وضع موجود ناراضی بودند و بارها ابراز  نارضایتی شان را به مسئولان محلی اعلام داشته بودند حتی عام المنفعه ترین سازمان ها در انجا سیاسی کار میکردند ....
حتی وقتی در خصوص انعکاس فاجعه ی پیش رو زیست محیطی و اجتماعی به تلوزیون و خبرگزاریها میرفتم از من استقبال میشد و متن گفتگوی من را آنگونه که بر اساس راهبرد و اهداف خودشان بود ، منعکس میکردند ...
امروز، 5 سال از آن روزگار گذشته است ، دوربین مرا ضبط کردند و عکس هایم را پنهان کردند ، نوشته هایم را گرفتند تا به چاپ رسانند اما دریغ از انتشار کلمه ی آن ، کتاب را دوباره نویسی کردم از تکه کاغذ پاره ها و شماره های افرادی که با آنها دوست بودم و منابعی که در اختیار داشتم ،برای بار دوم هم آنها را ضبط کردند و تنها تصاویری بی کیفیت به لحاظ حرفه ای عکاسی، ولی با کیفیت به قواره قدمت و گذر زمان دستم باقی ماند .
دوست داشتم از مکان ها و تاثیرات مخربشان و نقش محوری شان  بر نابودی  محیط زیست تصویر بردارم .

دوچرخه ای با نام Amano به سختی تهیه کردم تا قصد و پیغام سفرم را غیر مستقیم به آقای یوکیا آمانو مدیر کل آژانس انرژی اتمی  و همگان برسانم .
امروز آلودگی هوای جنوب و جنوب غرب کشور که منجر به فاجعه زیست محیطی شده و بحران ریزگردها را با خود به همراه داشته ، حاصل سانسور اثار ها و صداهایی ست که در نطفه کشته و یا تهدید شده اند  ، حاصل خدمت مسئولانی ست که آن روزها را به این روز ها و این روز ها را به آن روزها وصله پینه میکنند و میدوزند و آسمان ریسمان میبافند و مردم بین وصله پینه ها و گره های کور که برای خیلی آب و نون داشت و برای مردم خاک وخون  ،بلا تکلیف رها شده‌اند البته بلا تکلیف بلا تکلیف هم که نه نزدیک انتخابات است و چند ماهی مردم را با وعده ها و وعید ها سرگرم میکنند، به محض عبور از انتخابات اما یادتان باشد ، منتظر تشریف آوردن ریزگردهایتان باشید ،

امروز هدف محیط زیست و سلامت مردم نیست ، هدف چیز دیگری ست .
همین چند ماه پیش ، کارشناسان محیط زیست و بهداشت اعلام داشتند ، قربانیان آلودگی هوا با قربانیان تلفات جاده‌ای کشور برابرند. همین چند هفته پیش ، اعلام کردند روزانه بیش از بیست نفر در هوای آلوده تهران جان خود را از دست میدهند و بهترین کاری که میتوانند انجام دهند تعطیلی مدارس است، چند روز پیش بحران سیل در جنوب کشور سر و صدایی به پا کرد و مردم سیل‌زده جنوب کشور نیز چشم‌انتظار آن هستند تا مسؤولان فارغ از بازی‌های سیاسی به کمک آنها بشتابند .
اکنون هم گفته اند که در صورت وقوع زلزله هفت ریشتری در تهران یک میلیون تن کشته و بیش از پنج میلیون تن بی‌خانمان خواهند شد.
کارشناسان محیط زیست گفته اند: نابودی جنگل های ایران قطعی است و همچنین طی 11سال اروپا سبز تر و ایران خشک تر شده و این مسئله آینده تاریکی را برای ایران رقم می زند.

به خودمان کمی ببالیم امروزه ، بسیاری از کشورها فاجعه های ننگین از بین رفتن منابع محیط زیست ما را در کتب درسی نسل آیندگانشان گنجانده اند ،

موضوع "خشک شدن دریاچه ارومیه" در کتاب جغرافیای سال دهم دبیرستانهای استرالیا تدریس می شود.
ما همان هایی هستیم که افسانه هایمان در ادبیات پارسی ، و ادبیات جهان تدریس میشد ، همان هایی هستیم که کتب طبیبانمان در ماورای مرز های جغرافیایی به تمام زبانها تدریس شد .
چشمه های کشورمان خشکیده شد ، قنات ها از بین رفت ، تالاب ها و دریاچه ها خشک شد ، ریزگردها و هوای آلوده  نفس ها را برید ، فرو چاله ها سطح شهر و روستاها و ساکنان آنها را بلعید ،پارازیت های  ماهواره ای سلامت هموطنان را به خطر انداخت ،کمکم خبر از بین رفتن آثار تاریخی بر اساس شرایط زیست محیطی به گوش میرسد ،  و این تنها میراث ماندگار، برای آیندگان ماست .
چرا خیلی چیزها را نباید دید و نباید گفت ؟
به راستی چه بلایی بر سرمان آمده،
و چه بر روزگار مان خواهد گذشت .

در پایان باقی مانده ، از 150قطعه عکس و تصویر محیط زیست آلوده جنوب از سفر گریزم از ایران ..
 

کمیته بین المللی پاسارگاد

www.savepasargad.com