Save  Pasargad Committee

 

Link to English Section

پيوند به خانه  

 

نقدی به بخش هایی از کتاب «ایران ساسانی» نوشته ی تورج دریایی

 

 

 

از: مسعود امیر خلیلی

یکی از ویژگی های تاریخ نویسان و اسلام شناسان سنتی تفسیر دلبخواهی از اسناد دوران اولیه اسلام ( قرن 7 و 8 ) است. به طور مثال اگر سندی از این دوره به یک کشتی اشاره کرده باشد برای تاریخ نویس معاصر یک جنگ دریایی است، یا اگر سند اشاره کند که در منطقه ای ناآرامی های پیش آمده اند تاریخ شناس خبر از جنگ داخلی می دهد. همچنین برای این تاریخ شناسان عادت و معمول شده است که اگر در سندی نامی از اسماعیلی ها، یا شرقیون ( Saracen ) آمده باشد آنرا به عرب های مسلمان ترجمه کنند :

An example would  be the use of term ‚ Muslim ‚ where the older text had ‚ Hagarene ‚ or ‚ Ishmaelite ‚ or ‚ Saracen ‚ …; or the assignation of the Name of abattle familiar from the Muslim literary sources to the description of battle originally unnamed…. ( 1

تاریخ نویس ایرانی مقیم آمریکا، تورج دریایی ،در کتاب خود :

Sasanian Persia. The Rise and Fall of an Empire (2

در صفحه  37 به جنگ قادسیه اشاره می کند که در سال 636 ساسانیان به فرماندهی رستم از اعراب مسلمان شکست خوردند و تیسفون سقوط می کند :

   In 636 CE at the Battle of Qadisiyya the Sasanians under the leadership of Rustam were defeated and the capital, Ctesiphon, fell to the Arab Muslims

دریایی برای تایید نظریه خود به تاریخ نویس ارمنی قرن 7 ، به سبئوس (Sebeos ) ارجاع می دهد : 

The Armenian History attributed to Sebeos I (3

 اما سبئوس، منبع خبری دریایی، نه اشاره ای به قادسیه کرده است و نه از اعراب مسلمان نام برده است: سبئوس به ارتش اسماعیل اشاره می کند و نه به اعراب مسلمان :

Then the army of Ismael, which had gathered in the regions of the east, went and besieged Ctesiphon  

و جنگی که سبئوس به آن اشاره کرده در محل حیره بوده و نه در قادسیه

the village called Hert,ichan ( 4

همچنین دریایی اشاره نمی کند که متن اصلی کتاب سبئوس از قرن 7 در دست نیست، کتابی که دریایی به آن رجوع کرده است ترجمه کتاب سبئوس ( از یونانی به ارمنی ) از قرن 10 ، یا 11 است. دو تاریخ نویس اسرائیلی ، Yehuda D. Nevo و Judith Koren ، ادعا می کنند که از سه بخش کتاب سبئوس دو بخش آن متعلق به نویسندگان دیگر است و فقط بخش سوم می تواند از تاریخ نویس ارمنی باشد. (5) اما در همین بخش سوم هم ، پس از گذشت سه قرن و ترجمه آن به زبان ارمنی، تغییرات در متن اصلی اجتناب ناپذیر است. یکی از این تغییرات در ترجمه کتاب سبئوس اشاره به اتحاد اعراب با یهودیان علیه بیزانس است که هیچگونه صحت تاریخی ندارد و برعکس بخشی از اعراب در جنگ هراکلیوس علیه ایران متحد بیزانس بودند.  

اعراب در دوران قبل از اسلام نیز اسماعیلی ها نامیده می شدند، حال  اسماعیلی ها برای دریایی می شوند اعراب مسلمان و حیره قادسیه.

کتاب سبئوس، به عنوان یک سند تاریخی، زیاد مورد اعتماد نیست.

دریایی در رابطه با تعداد زیاد سربازان ایرانی ( hundreds or tens of thousands ) در جنگ های قادسیه و نهاوند که نوشته های اسلامی از آنها خبر داده اند ادامه می دهد که ساسانیان به علت جنگ های طولانی با بیزانس و نزاع های داخلی نمی توانستند یک ارتش قوی مقابل اعراب قرار دهند:

The Sasanian army would not have been able to muster such a large force against the Arabs……of the Long wars with the Roman Empire and the internal strife.

اما این نظریه دریایی فقط نیمی از واقعیت است، واقعیت تاریخی این است که ارتش ساسانیان بعد از آخرین جنگ با بیزانس در سال 628، به نقل از Yehuda D. Nevo و Judith Koren ،نابود شد :

In effect he had destroyed Sassanian military power, leaving the civil administration intact ( P.47

همچنین به علت “ نزاع های داخلی “ دولت ساسانیان اصولا نمی توانست ارتشی در قادسیه، یا نهاوند مجهز و مستقر کند. ( سقوط ساسانیان ) 

 تا به امروز باقیمانده هیچ شی جنگی ( شمشیر، نیزه، سپر ) در منطقه قادسیه، یا نهاوند پیدا نشده است. در این جنگ های بزرگ که به طور قطع  هزاران سرباز از هر دو طرف ( ایرانی و عرب ) جان خود را از دست داده اند می بایست حداقل اعراب پیروز کشته شدگان خود را در اطراف میدان نبرد در قبر های دسته جمعی دفن کرده باشند. اما هیچ قبری نه از سربازان ایرانی در محل این جنگ ها پیدا  شده و نه از اعراب. نگاه کنید: (باستان شناسی میدان جنگ) 

نویسندگان مسیحی و یهودی قرن 7 در سوریه، یا اروشلیم اشاره ای به جنگ های قادسیه، یا نهاوند نکرده اند:

Brok has considered historical references to the Arabs in seventh-century Syriac works, i.e. those written by the People who witnessed the Arab Takeover of the Fertile Crescent. He concluded that the authors did not, at the time, perceive Events as an organized conquest, …( 6

از این جنگ های به اصطلاح قادسیه و نهاوند در قرن 7 فقط طبری و نویسندگان عرب 200 سال بعد، بدون ارائه یک سند، خبر داده اند. با اینکه هیچ سند معتبری در دست نیست که وقوع این جنگ ها را تایید کندحال  دریایی ادعا می کند که ساسانیان به علت تجهیزات سنگین ارتش از اعراب شکست خوردند. 

 the heavy sasanian cavalry was no match for the Arab light cavalry which was much more maneuverable. (7

  جنگ ها ( قادسیه، نهاوند، یرموک … ) و فتوحات ای که طبری و تاریخ نویسان عرب به آنها اشاره کرده اند در واقع، به نقل از ’ یهودا دی. نوو و جولیت کورن ’ ( Yehuda D. Nevo and Judith Koren)، دستبرد ها و سرقت های مسلحانه قبایل عرب به سرحدات کشور های مجاور بودند. پس از متلاشی شدن ارتش ساسانیان و ترک بیزانس از سوریه و مصر یک نیروی نظامی برای جلوگیری از سرقت های اعراب در مرز ها مستقر نبود  :

The picture the contemporary literary sources provide is rather of raids of the familiδr type; the raiders stayed because they found no military opposition…… these were later selected and embellished  in late Umayyad and early Abbasid times to form an Official History of the Conquest. ( 8

از Sophronius، اسقف اروشلیم بین سال های 634 تا 636، یک موعظه به مناسبت عید کریسمس از سال 634 به دست آمده. اسقف در این موعظه شکایت می کند که مسیحیان اروشلیم نمی توانند به روال همیشه در روز کریسمس به بیت لحم سفر کند. علت خوداری سفر زایران به بیت لحم، به نقل از اسقف اروشلیم، راهزنی و سرقت شرقیون ( saracen ) در مسیر راه است. به همین علت Sophronius مراسم موعظه را در اروشلیم یرگزار می کند. 

then on Christmas Eve 634 he ( Sophronius ) delivered a sermon in which he complained that the usual pilgrimage to Bethlehem was not possible because of marauding saracens who had captured Bethlehem and made travel there impossible. As a consequence, he had to deliver his Sermon in the New Church of the Theotokos in Jerusalem. ( 9

اسقف شکایت نمی کند که بیت لحم را اعراب مسلمان تصرف کردند، بلکه فقط سفر روز کریسمس به آنجا امکان پذیر نیست.

هیج سندی تا به امروز پیدا نشده است که نشان دهد اعراب مسلمان به اروشلیم، یا سوریه در سال 5 – 634  حمله کرده باشند. باستان شناس اسرائیلی Avni اشاره می کند که در حفاری ها منطقه رود اردن اثر، یا بقایای از جنگ یرموک یافت نشده است: 

Archaeological research has found no traces of Military confrontation in the sites of northern Jordan. The two major battles between the Byzantines and the Arabs  , at Fihl and Yarmuk, have left no visible Impact on the nearby cities and Towns of Pella, Abila,  Umm el-Jimmal, and Jarash. ( 10

  به نقل از Cameron  شرایط زندگی در دوران امویان مانند دوران بیزانس بود

Life went on in most places more or less as before ( 11

دریایی همان اخبار طبری از حمله اعراب به ایران را با کمی تغییر ( تعداد کمتر سربازان) تکرار کرده است. ضرب سکه های حکمرانان عرب از سال 642 در کرمان، سیستان و مرو نشان می دهند ( سکه های عرب – ساسانی ) که اعراب ایرانی، یا عرب های ساسانی (عرب های که قرن ها در ایران زندگی می کردند ) این مناطق را در ایران تحت کنترل خود داشتند. این اعراب که نه مسلمان و نه از شبه جزیره عربستان به ایران حمله کرده بودند توانستند، پس متلاشی شدن ارتش ساسانیان، به قدرت برسند. 

———————————————————————————-

1 – Yehuda D. Nevo and Judith Koren, Methodological Approaches to Islamic Studies. In: Der Islam 68 ( 1991) , P. 90

2 – Touraj Daryaee. Sasanian Persia, The Rise and Fall of an Empire, Published in 2009 by I.B.T Tauris & Co Ltd, London

3 – The Armenian History attributed to Sebeos I, translated, with notes, by R. W. Thomson and Howard- Johnston, Liverpool University Press, 1999, P. 98

4 – The Armenian History attributed to Sebeos I. P. 98

5 – Yehuda D. Nevo and Judith Koren, Crossroads to Islam. New York 2003, p. 230

6 –  Yehuda D. Nevo and Judith Koren, Methodological Approaches to Islamic Studies. In: Der Islam 68 ( 1991) , P. 99

7 –  Touraj Daryaee. Sasanian Persia, P. 37

8 – Yehuda D. Nevo and Judith Koren, P. 100

9 – Robert Schick, The Christian Communities of Plaestine from Byzantine to Islamic Rule: an historical and archaeological study, New York (Princeton), 1995, P.70

10 – Gideon Avni, The Byzantine-Islamic Transition in Palestine, An archaeological Approach, Oxford University Press, 2014, P. 315

11 – Averil Cameron, The Jews in Seventh-Century Palestine: Scripta Classica Israelica 13, 1994, P.91

 

حمله اعراب به استان فارس، به نقل از تورج دریایی

تورج دریایی، استاد تاریخ ( آمریکا )، در کتاب خود :

 (2) Iranian Kingship, the Arab Conquest and Zoroastrian Apocalypse

در بخش 2 (ص 35) با سرخط :

War, Blood and Conquest: The Arab Muslim Takeover of Fars   

    چگونگی حمله اعراب به استان فارس در قرن 7 (میلادی ) را توضیح می دهد (بازسازی می کند ) . هدف دریایی در این مقاله مشخص کردن تاریخ این حمله است. به  همین علت دریایی به دو منبع تاریخی استناد می کند: منبع اول اخبار طبری، بلاذری ( از قرن 9 و 10) و ابن بلخی ( از قرن 12 ) از این جنگ است .

 منبع دوم کتاب سکه شناس انگلیسی ‘ Susan Tyler-Smith ‘ است . این سکه شناس ، از جمله ، متخصص سکه های عرب – ساسانی از قرن 7 است. (3)

نخست دریایی به تاریخ ضرب سکه های یزدگرد سوم در ضرابخانه های مختلف استان فارس اشاره می کند. این سکه ها از سال 1 (632) سلطنت یزدگرد سوم تا سال 20 ( 652 – سال وفات ) این پادشاه ساسانی ضرب شده اند. سپس دریایی از سکه های عرب – ساسانی نام می برد که  اعراب در ضرابخانه های فارس ضرب کرده اند. بر روی این سکه ها واژه عربی “ جید” به معنی “خوب ” مشاهده می شود. به نقل از دریایی عرب های که سکه با واژه ” جید “ ضرب کرده اند از بصره و خلیج فارس به استان فارس حمله کرده بودند :

The conquerors not only came from Basra, but also attacked from the Persian Gulf, and by 650 C E, the literary sources state the Fars was conquered (P. 47 

fars 

نقشه حمله اعراب به ایران – از کتاب دریایی

 بر روی سکه های عرب – ساسانی با واژه ” جید “ اعداد 20 و 21 (سال ضرب سکه ها ) ضرب شده اند ( ص 46 ). اما دریایی ادعا می کند که سال های 21 و 20 بر روی این سکه ها برابر هستند با سال های 32 و 31 هجری (653 میلادی). 

  Year 21 = 32 H     ضرابخانه اردشیر خُرّه

  Year 20 = 31 H    ضرابخانه داراب                

 به چه دلیل سال های 21 و 20 بر روی سکه ها برابر هستند با سال 32  و 31 هجری معلوم نیست. دریایی توضیحی برای مبدل کردن این اعداد ( سال ها ) به سال هجری نمی دهد. اما به نظر می رسد که دریایی اینجا از تقویم یزدگردی استفاده کرده است.

سیستم تقویم یزدگردی

H = Hijri [ year 1 = 622 / 3 AD

YE = Yazdgard Era [ year 1 = 632 / 3 AD

PYE = Post – Yazdgard Era [ year 1 = 652 / 3 AD 

 سال 20 یزدگردی برابر است با سال 652 میلادی ( 652= 20 +632) و سال 31 هجری دریایی برابر است با سال 653 میلادی ( 653=31+ 622). سکه شناس انگلیسی ، Stephen Album، به اولین سکه های که اعراب ( با اعداد 20 و 21 ) در کرمان ضرب کرده اند اشاره می کند (4). به عقیده این سکه شناس این اعداد 20 و 21 سال های یزدگردی ( 652 ) هستند و نه هجری ( 642 ) .

none of these pieces are dated in the Hijri era, thus none can be earlier than YE 20  ( YE = Yazdigerd Era

در مرحله بعدی دریایی تاریخ ضرب سکه های یزدگرد سوم و عرب – ساسانی را با تاریخ حمله اعراب که تاریخ نویسان ایرانی و عرب به آن اشاره کردند مقایسه می کند که آیا تاریخ این دو منبع ( تاریخ ضرب سکه و اخبار تاریخ نویسان ایرانی و عرب ) با یک دیگر همخوان، یا مغایر یک دیگر هستند.

…. by 650  C E , the literary sources state that Fars was conquered .The question is whether or not the coins will confirm this date or suggest an alternative date for the conquest of cities in Fars ( P. 47

دریایی پس از بررسی اخبار طبری ، بلاذری و ابن بلخی به این نتیجه می رسد که تاریح حمله اعراب به استان فارس که این تاریخ نویسان از آن خبر داده اند با یک دیگر اختلاف دارند. به طور مثال، طبری خبر می دهد که اعراب در سال 30 هجری ( 652 ) به شهر اردشیر خُرّه حمله کردند، اما به نقل از بلاذری این شهر  در سال 19 (641) به تصرف اعراب درآمد. در اینجا 11 سال فاصله در اخبار این دو نویسنده از حمله اعراب به شهر اردشیر خُرّه مشاهده می شود. (ص 48 ) دریایی ادامه می دهد که به علت قیام ایرانیان علیه اعراب در این شهر ها و تسخیر مجدد آنها تعیین تاریخ دقیق فتح استان فارس مشکل است ( ص 49 ). در آخر دریایی با مقایسه این دو منبع به این نتیجه می رسد که: 1- تاریخ حمله اعراب که در کتاب های تاریخ نویسان ایرانی و عرب درج شده قدیمی تر از ضرب سکه های عرب -ساسانی است و 2 – سکه های عرب – ساسانی یک سال بعد از مرگ یزدگردسوم ( 652 ) ضرب شده اند. (ص 48 – 49 ) . این نتیجه گیری دریایی فقط با تحریف اعداد سال ها ( استفاده از تقویم یزدگردی) بر روی سکه های عرب – ساسانی امکان پذیر است.

 دو سکه شناس انگلیسی ’ جی. روث و ای. نیکیتین ‚ ( A. Nikitin و G. Roth ) در بررسی اولین سکه های عرب – ساسانی اشاره ای به سال یزدگردی بر روی این سکه ها که اعراب در سال 20 در داراب با نام یزدگرد سوم ضرب کرده بودند نکرده اند. اما اعراب داراب را، به نقل از این دو سکه شناس، در سال 644  تصرف کردند . A. Nikitin و G. Roth ادعا می کنند که این سکه در شهری ضرب شده که تحت کنترل یزدگرد نبوده : 

 These were based on the type of Yazdgad III.They do not bear Arabic inscriptions, but there is no doubt now that These coins represent Islamic coinage…….For Example, there is a drachm with the name of ,Yazdgard, of year 20, bearing the mintmark of Darabgerd (no. 1): Darabgerd was taken by the Arabs in AH 23 (644)……. It means that this coin ……… came from a city which by that time was no longer under Sasanian administration ( 5

به نقل از دریایی ( با استناد به طبری ) اعراب  شهر اردشیر خُرّه را در سال 30 هجری ( 652) فتح کردند، در صورتیکه بر روی سکه های اعراب در همین شهر سال 21 ( 643) ضرب شده است. طبق این عدد ( سال ) بر روی این سکه ها  اعراب 9، یا 10 سال زودتر ( از باور دریایی ) در این شهر حکمفرمایی می کردند.  

J. Walker به یک سکه عرب – ساسانی از سال 20  ( سال 20 به خط پهلوی = vist ) با نام یزدگرد سوم که بر روی آن با خط کوفی واژه “ جید “ ضرب شده است اشاره می کند. ( عکس 1 ). این سکه در مرو ضرب شده است. ( 6) برای این سکه شناس انگلیسی سال 20 بر روی سکه سال یزدگردی ( .Y.E ) است ( 31 هجری = 653 ). اما سال واقعی ضرب این سکه سال 642 میلادی است. اعراب اولین سکه های خود ( سکه های عرب – ساسانی ) را در سال 642 ، سال وفات هراکلیوس، پادشاه بیزانس ، در ایران ضرب کردند. بعد از مرگ هراکلیوس اعراب دیگر موظف به ادامه حفظ عهد خود با بیزانس نبودند (بعد از پیروزی بیزانس بر ساسانیان در جنگ های سال  622  در ‚ ارمنستان ‚ و 682 در ‚ نینوا ‚  اعراب هم پیمان با هراکلیوس شده بودند ) و استقلال خود را با ضرب سکه در ایران اعلام کردند. جنگ به اصطلاح نهاوندی که طبری 200 سال بعد از آن خبر داه است همین استقلال اعراب ایرانی در سال 642 در ایران است.

jaid

(عکس 1 )

 سکه عرب – ساسانی سال 20 از مرو 

 همچنین Walker برای تعیین تاریخ دوران خلافت عبدالئه بن الزبیر از دو تقویم استفاده می کند: سال 53 بر روی سکه عبد الزبیر در داراب ( عکس 2 ) با لقب امیرالمومنین به زبان پهلوی ( امیری وریوشنیکان ) برای  Walker ‚ برابر است با سال 65 هجری ( سال 53 با محاسبه یزدگردی برابر است با سال 65 هجری ). اما سال 62 بر روی سکه همین خلیفه در کرمان ( عکس 3)  تغییری نمی کند. (7)

IMG

( عکس 2 )

سال 53 سکه  عبدالئه بن الزبیر ( دارب ) به سال 65 هجری برگردانده می شود

IMG_0001

(عکس 3)

سکه عبدالئه بن الزبیر ( عپدولای زوبیران) از کرمان ( سال 62 ) که به سال یزدگردی مبدل نشده

سکه عبدالئه بن الزبیر ( عپدولا امیری ورویشینکان – به خط پهلوی) با لقب امیرالمومنین از دارابگرد (سال 53 )  که به سال هجری 65  مبدل شده ( عکس 2)، به نقل از  Volker Popp  ، سکه شناس آلمانی، ( 8 ) و  شمس اشراق ، سکه شناس ایرانی (9) متعلق به عبدالئه بن الزبیر است. ( عکس 4 )

text

(عکس 4)

سکه  عبدالله بن الزبیر با سال 53 که شمس اشراق آنرا، مانند Walker، به سال 65 برگردانده است ( اینجا اما سال 64 هجری)

 نویسندگان عرب و ایرانی ( طبری) آغاز دوران خلافت بن الزبیر ( امیر المومنین ) را از سال 683 به بعد مشخص کرده اند و به همین علت ‚ Walker ‚ مجبور است سال  53 ( 675 میلادی) را به سال هجری 65 (687) که همان سال یزدگردی است تبدیل کند، اما سال 62 (684 ) بر روی سکه کرمان ( در کرمان بن الزبیر امیرالمومنین نبود ) در تضاد با اخبار تاریخ طبری نیست و تغییری نمی کند. همچنین ‚ Walker ‚ از یک سکه نام می برد که عبدالملک مروان در سال 60 در داراب ضرب کرده است، اما چون طبری و نویسندگان عرب خبر داده اند که عبدالملک از سال 65 به بعد حکمفرمایی می کرده ‚ Walker ‚ سال 60 را به سال یزدگردی 72 بر می گرداند، اما سال 75 بر روی سکه همین خلیفه عرب از مرو تغییری نمی کند (بر روی این سکه ، به نقل از Walker ، نام عپدولملیک ی مروانان ضرب شده است ). (10) شمس اشراق به چند سکه از عبدالملک بن مروان اشاره می کند که در ضرابخانه های مختلف در ایران ضرب شده اند. ( عکس 5 ) شمس اشراق سال های 70 و 73 سکه ها از ضرابخانه اردشیر خُرّه را تغییر نمی دهد، اما سال های 60 و 65 سکه ها از ضرابخانه دارابجرد ( دارابگرد ) را به سال های 72 و 77 یزدگردی برمی‌گرداند. به این ترتیب عبدالملک در سال 65 از تقویم یزدگردی استفاده کرده و 5 سال بعد، در سال 70، از تقویم هجری

text1

( عکس 5 )

شمس اشراق ( صفحه 84 )

شمس اشراق در پانویس صفحه 84 ادامه می دهد : “ در برخی سکه ها نیز نام خلیفه … عپدولملیک ی مروانان ضرب شده است „. 

در کلکسیون سکه ها دانشگاه عبری اروشلیم تعدادی سکه عرب – ساسانی به نمایش گذاشته شده اند (11) اینجا هم با دو تقویم مختلف تاریخ ضرب سکه ها را تعیین می کنند. بر روی یک سکه ‚ سلم ابن زیاد ‚ از ضرابخانه اردشیر خُرّه سال 26 ضرب شده است :

This coin bears the clearly legible date 26

اما به عقیده سکه شناسان کلکسیون سال 26 به معنی سال هجری ( 646 میلادی ) نیست

The numeral 26 thus makes no sense as a Hijri date since it would correspond 646 CE

         سکه شناسان ادامه می دهند: مشخص نیست که سال  26 هجری، یا یزدگردی است : “ چنانچه سال 26 یزدگردی باشد برابر است با 37 هچری و سال بعد از یزدگردی برابر است با 58 هجری. “ (عکس 6)

If it was a date in the Yazdgerd era, we arrive in 37 AH; and even a post-Yazdgerd date woud equal only 58 AH

img003

( عکس 6)

اینجا هم تاریخ ضرب سکه سلم بن زیاد ( سال 26 ) در ضرابخانه شهر اردشیر خُرّه با خبر طبری از حمله اعراب به این شهر در سال 652 مطابقت نمی کند و به همین علت نیر برای سکه شناسان سال 26 نامشخص است. ( اعراب، با استناد به سکه سلم ابن زیاد، 6 سال زودتر از خبر طبری در اردشیر خُرّه جکمفرمایی می کردند) در همین کلکسیون سکه دیگری از ‚ سلم ابن زیاد ‚ مشاهده می شود. این سکه در سال 67 در بلخ ضرب شده است. برای سکه شناسان دانشگاه عبری سال 67 مشخص ،سال هجری است. سال 67 در تضاد با اخبار طبری نیست. (عکس 7 )

img005

( عکس 7)

منطقی به نظر نمی رسد که اعراب برای تعیین سال ضرب سکه های خود از دو تاریخ مختلف (یزدگردی و هجری ) استفاده کرده باشند و به همین علت نیز برای ‚ Walker ‚به کار گرفتن این محاسبه دوگانه سال ها بر روی سکه ها مشکوک به نظر می رسد. این سکه شناس اشاره می کند که: تاریخ بسیاری از این سکه ها با اخبار تاریخ نویسان سنتی همخوان نیستند.

 The importance  of the coins lies in their providing us with contemporary date for corroborating, supplementing, or at times correcting the historians. Even so there are numerous case where the coin evidence cannot be reconciled with the historical tradition.” (12

به درست بودن این تعویض ( شعبده بازی ) سال های یزدگردی و هجری بر روی سکه ها شمس اشراق نیز تردید دارد، تردید به این علت که بر روی سکه ها ، بدون نام بردن از یک دوره یزدگردی، یا هجری، فقط یک عدد ( سال) ، ضرب شده است: “ وقتی ضرب سکه های عرب ساسانی آغاز شد ابتدا تاریخ یزدگردی ( بر مبداء شروع سلطنت یزدگرد ) بر آنها زده می شد و پس از مدتی تاریخ این سکه ها به هجری قمری ضرب گردید و نام حاکم نیز بر آن افزوده شد و چون نشانه ای که آشکار سازد تاریخ سکه ها یزدگردی است یا هجری بر آنها زده نشده ، در مورد برخی از سکه های سالهای نخستین گاهی تردید هست که آیا مبداء تاریخ سکه کدام یک از دو تاریخ یاد شده است. “  ( شمس اشراق، ص 66 )

ایران شناس آلمانی ‚ Heinz Gaube ‚ در جدول سکه های عرب – ساسانی به شش سکه از سال 20 ( 642 ) اشاره می کند که اعراب در ضرابخانه های مختلف در ایران ضرب کرده اند ( Prδgetabelle – ورق تاشده در آخر کتاب ) . (13) همچنین ‚ Walker ‚ از یک سکه خبر می دهد که اعراب در سال 20 در سیستان ضرب کرده اند ( Walker , P. 4). اما Gaube و Walker ادعا می کنند که سال 20 بر روی سکه ها سال یزدگردی (652 ) است .

اسلام – و تاریخ شناسان سنتی برای تطبیق دادن سال های ضرب شده بر روی سکه های عرب – ساسانی با اطلاعاتی که نویسندگان عرب و ایرانی ( طبری ) از زمان حکمرانی خلیفه ها و فرمانداران عرب داده اند در کنار تقویم سال هجری  ( سال اول = 3 / 622  میلادی ) یک تقویم ساختگی ( تقلبی ) یزدگردی محاسبه کردند. حال سکه شناس انگلیسی ‚ Stephen Album ‚ و دریایی با این تقویم یزدگردی تاریخ خود از تصرف دارابگرد را می سازند: “ دارابگرد در سال 22 هجری به تصرف اعراب درآمد، تاریخ 20 بر روی سکه نمی تواند تاریخ واقعی هجری باشد …. این سکه در طی، یا مدت زمانی کوتاه بعد از سال یزدگردی ضرب شده است.“

Since Darabjird was conquered by the Muslims in AH 22 at the earliest…, the date 20 on this could not possibly be an authentic Hijri year…These coins were struck during or very shortly after the year YE 20 – Stephen Album, P. 5 – 6

معنی ساده نظریه ‚ Stephen Album ‚ این است که اگر تاریخ یک سکه با تاریخ ( اخبار ) ذکر شده نزد طبری، بلاذری و …همخوان نباشد، مانند ‚ Walker و Gaube ‚ ،با تقویم یزدگردی ( اضافه کردن 12 سال به سال هجری ) آنرا همخوان می کنیم . 

اما دلیلی نبود که اعراب تاریخ ( سال ) یزدگردی را برای ضرب بر روی سکه های خود انتخاب کنند، اعراب خود تقویم داشتند. به این تقویم عربی ( سال عربی ) معاویه در سنگ نبشته ای ( عکس 8 ) اشاره کرده است :

inschrift-11

( عکس 8)

سنگ نبشته معاویه در ’ ام قیس ‘ با علامت صلیب ( بالا، سمت چپ)

( Israel Exploration Journal, Volume 32, 1982, Plate 11)

ترجمه سنگ نبشته معاویه به زبان انگلیسی :

  In the day of ‘Abd Allah Muawiya ‘, the Commander of the faithful, the hot baths of the  people  there were saved and rebuilt by Abd Allah son of Abuasemos (Abū Hāšim) the Counsellor , on the fifth of the month of December , on the second day, in the 6th year of the indiction, in the year 726 of colony, according to the Arabs the 42nd year, for the healing of the sick, under the care of Ioannes , the official of Gadara 

این سنگ نبشته به مناسبت بازسازی و ترمیم یک حمام قدیمی ( از دوران تسلط یونانیان ) در شهر  Gadara ( ام قیس – اردن ) در دوران فرمانروایی معاویه حکاری شده است. سنگ نبشته به زبان یونانی است و در سمت چپ ( بالا ) نقش صلیب دیده می شود. سه تاریخ در این سنگ نبشته به زمان بازسازی حمام ام قیس اشاره می کنند : تاریخ مالیات بیزانس ( اشاره به تاریخ بیزانس نشان می دهد که معاویه تا این تاریخ، تا سه شنبه ، پنج دسامبر 662 نایب، یا متولی بیزانس در سوریه بوده )، تاربخ محلی “ ام  قیس “، ( the year 726 of colony ) و سال 42 عرب ها ( according to the Arabs the 42nd year). سال 42 عرب ها سال خورشیدی است و نه سال قمری – اسلامی. تاریخ 726 شهر ” ام قیس ” را می توان مشخص کرد. ام قیس و 10 شهر دیگر در تاریخ  4 /63 قبل از میلاد به تصرف روم درآمدند و در همین سال نیز سکه سال  یک این شهر ضرب شد. سکه سال یک “ ام قیس” در کلکسیون یک صومعه در شهر اروشلیم نگهداری می شود. (14) بنابراین سال 726 در سنگ نبشته برابر است با سال 662 میلادی و سال یک عرب ها برابر با سال 622. معاویه از سال عرب ها نام برده است و نه از سال هجری ( اعراب از سال هجری و اتفاقات هجرت بعد از انتشار کتاب زندگی نامه پیامبر اسلام از ابومحمد عبدالملک بن هشام – وفات 834 – باخبر شدند ). تاریخ شناس دانشگاه یوتا Peter von Sivers معتقد است که معاویه ، با توجه به نقش صلیب، خود را یک پادشاه مسیحی می دانست و این سنگ نبشته قدیمی ترین تقویم اعراب است :

Muawiya considered himself a Christian king……This inscription , identifying Muawiya as ist Sponsor, commemorates the completion of the bath’s restoration…..It shows a cross and bears the date of 42 “ according to the era of rhe Arab.“ To my knowledge, this is the earliest documentation of the Arab calendar by an Arab ( 15

  اما چرا سال 622 برای معاویه سال یک عرب ها بود: در این سال با شکست ارتش خسرو دوم پرویز از بیزانس در ارمنستان و عقب نشینی ساسانیان از اروشلیم و سوریه اعراب این مناطق توانستند آزادی خود را به دست آورند. برای Peter von Sivers پادشاهی امویان در سال 622 ، بعد از آزادی اعراب منطقه شمال ، آغاز می شود :

the Umayyad Arab Kingdom…… arose in the years following 622, after the northern arabs hat gained their freedom from the Sassanid Empire, as it was embroiled in its final showdown with Rome. ( 16

  تاریخ نویس شهر انطاکیه ،یعقوب ادسایی، ( 640 – 708) ) به اهمیت این سال برای عرب ها  اشاره می کند” شاهنشاهی اعراب ، که ما آن را طی ها ( Tayyaye ) می نامیم در سال 11 هراکلیوس ، پادشاه رومی ها و خسرو، پادشاه ایرانیان در سال 31 ( 622 / 621) آغاز شد ” و ” اعراب حمله خود را به سرزمین فلسطین آغاز کردند (626 -627) ، تا اینکه معاویه صلح را برقرار کرد. “ (17) اعراب حداقل 8 سال قبل از جنگ باصطلاح یرموک در فلسطین حکمفرمایی می کردند. باستان شناس اسرائیلی Gideon Avni از تحقیقات حفاری در  “ ام قیس “ خبر می دهد که اثر، یا نشانه ای از حمله اعراب در این شهر یافت نشده است. ( ام قیس در نزدیکی رودخانه یرموک قرار دارد ) این باستان شناس اشاره می کند که ساختمانی که بتوان آنرا در این شهر به دوره اولیه اسلام  نسبت داد نیر حفاری نشده است :

While the Arab conquest left no traces on urban structures at Gadara, no major construction are attributed to Early islamic period

 Avni ادامه می دهد که نوسازی کلیساها در این شهر تا اواسط قرن 8 ادامه داشت  :

The prosperity of Gadara as a Christian city is evident from the continuous renovation of churches at least until the middle of the eighth century ( 18

حداقل تا اواسط قرن 8 مذهب اسلام در “ ام قیس “ اشاعه نیافته بود .

اعراب نخست در سوریه در سال  622 میلادی به قدرت رسیدند. همین سال اول عرب ها ( 622 ) بر روی سنگ نبشته معاویه برای سکه های عرب – ساسانی قرن 7 در استان فارس و شرق ایران نیز معتبر است. سال 20 ( سال 20 عرب ها ) بر روی سکه عرب – ساسانی برابر است با سال 642 ( 642= 20 + 622 ) و نه سال 653 یزدگردی. عرب های که در سال 642 میلادی در فارس سکه ضرب کردند از بصره، خلیج فارس ، یا شبه جزیره عربستان به ایران حمله نکرده بودند، این اعراب ایرانی بودند که قرن ها در ایران زندگی می کردند ( سقوط ساسانیان ) و پس نابودی ارتش ساسانیان در جنگ با بیزانس توانستند نخست در قسمت های از ایران به قدرت برسند. حکمرانان عرب قرن 7 در ایران نام و لقب امیرالمومنین خود بر روی سکه های با نماد زرتشی آتشکده را به زبان پهلوی و نه عربی حکاری کردند. عبدالملک بن مروان نام خود بر روی سکه مرو را به زبان پهلوی “ عپدولملیک ی مروانان “ حکاری کرده است (عبدالملک بن مروان نام عربی است که طبری و نویسندگان عرب دو قرن بعد به این خلیفه داده اند ). عپدولملیک ی مروانان از مرو و عرب ایرانی بود ( عپدولملیک ی مروانان ) و شاید به همین دلیل، به دلیل ایرانی بودن این اعراب بود که زبان فارسی، بر خلاف زبان مصری ها و کشور های شمال آفریقا، عربی نشد. سکه سال 20 از مرو نیز نشان می دهد که این عرب های ایرانی در سال 642 ( سال جنگ فرضی نهاوند) در این منطقه نیز حکمفرمایی می کردند.  اسلام و – تاریخ شناس انگلیسی Daniel W. Brown می نویسد که حکمرانان عرب جایگزین فرمانروایان بیزانسی و ساسانی شدند،بدون آنکه دستگاه اداری، مذهب، اقتصاد و فرهنگ منطقه تغییری کند:

The conquests replaced the top rung of the Byzantine and Sasanian ruling classes with Arab, but they did not immediately or violently alter the administrative, religious, economic, or cultural landscape of the Near East

این تاریخ شناس ادامه می دهد:  هیچ سندی که نشان دهد نهاد های های سیاسی تغییر کرده باشند در دست نیست، فقط زبان حکمرانان عربی شد و تولید شراب و گوشت خوک نیز ادامه داشت :

Neither do we find evidence of dramatic change in the law political institution of the conquered teritories in the years immediately following the conquests. What did change was the ruling class. The new rulers spoke Arabic…….  production of wine continued unchanged, and pig continued to be raised and slaughtered in increasing numbers ….. until 695- sixty years into Arab rule ( 19

همچنین تاریخ نویس دیگر انگلیسی Rebecca Darley ( دانشگاه بیرمنگام ) یادآور می شود که اسناد آغاز اسلام کامل نیستند و ما اطلاع صحیحی از این دوره نداریم ، اما به نظر می رسد که اعراب پیروز رغبتی به از بین بردن تشکیلات اداری و آئین های مذهبی نداشتند:

The historical sources for the rise of Islam are fragmentary and often unclear, as is our understanding of Islam in its earliest period, but it seems clear that the earliest Arab conqueros were uninterested in disupting existing adminstrative and religious practices in their territories, ( 20

حفظ نمادهای زرتشت و استفاده از خط پهلوی بر روی سکه ها عرب – ساسانی ناشی از بی توجه ای، یا بی رغبتی اعراب به تغییر این نشانه های ایرانی نبود، بلکه نگهداری این نماد ها نشان دهنده ادامه سنت های ایرانی ( مذهب زرتشت) بود که با به قدرت رسیدن عرب های ایرانی در ایران تغییری نکرد. به نقل از Fergus Millar سنگ نبشته و سکه نماد های هویت هستند .

  in formal public documents such as inscription and coins ( the most deliberate of all symbols of public identity )  (21

اگر مسلمانان شبه جزیره عربستان با فرهنگ، با ایدئولوژی اسلامی به ایران حمله کرده بودند می بایست بر روی سکه های خود نماد های عربی، اسلامی را ضرب می کردند.  

 در مقاله دریایی نه فقط تبدیل سال عربی به سال یزدگردی بر روی سکه ها با واقعیت های تاریخی مغایرت دارد، بلکه اخبار تاریخ نویسان ایرانی و عرب از حمله اعراب به فارس نیز صحت ندارند. دو باستان شناس اسرائیلی ‚ Yehuda D. Nevo and Judith Koren ‚ اشاره می کنند که  یافته های باستان شناسی و سکه ها اخبار تاریخ نویسان سنتی را تایید نمی کنند :

Wasbrough ( was an American historian) considered that the “ hard facts “ necessary for comparison are simply not available; we submit that they are, from archaeology, numismatics and epigraphy, and that Research in These fields does not in fact corroborate the “ traditional “ account of the rise of Islam and the early Arab state, but presents a different Picture of seventh-century history,..( 22

به سخن دیگر، تعریف های تاریخ نویسان سنتی ایرانی و عرب مغایر “  دلیل ها در سنگ “ هستند:

Historical descriptions versus  „arguments in stons “ (23

طبری و بلاذری حدود 200 سال و ابن بلخی 450 سال بعد، بدون ارائه یک سند، از این حمله (به فارس ) خبر داده اند. ( معمای طبری )  این نویسندگان  عرب و ایرانی ادعا می کنند که اخبار ( اسناد زنجیره ای) خود را از افراد موثقی بدست آوردند. اسلام شناس انگلیسی Michael Cook  در کتاب “ محمد “ اشاره می کند که تاریخ  سنتی و  اسناد  زنجیره ای ساختگی ( تقلبی) هستند:

Such chains of authorities are in fact a salient characteristic of Muslim Tradition in General….. and a spurious Tradition will be equipped with a spurious chain ( 24

بلاذری به طور دقیق به حمله اعراب به شهر “ قیصریه دریایی “ ( قیصریه فلسطین) اشاره می کند. به نقل از این تاریخ نویس اعراب ، به فرماندهی معاویه، قیصریه دریایی را  به مدت 7 سال محاصره کردند. سرانجام  در سال 641، یا 642 اعراب با کمک یک شهروند یهودی از یک تونل وارد شهر شدند و پس از سه روز جنگ حونین قیصریه فلسطین را تصرف می کنند. تونلی که بلاذری از آن نام برده است می تواند یک کانال آب که رومی ها آنرا ساخته بودند باشد. باستان شناس اسرائیلی Gideon Avni اشاره می کند که در حفاری ها  در شهر قیصریه فلسطین هیچگونه آثار خرابی از حمله اعراب مشاهده نمی شود .

In contrast to the clear-cut historial narrative, the archaeological record shows no direct evidence of damage or destruction (25

   اسلام شناس دانمارکی ‚ پاتریسیا کرون ( Patricia Crone ) معتقد است که اخبار ( روایت ) داستان سرا های سنتی افسانه هستند: 

Now it has Long been recognized that some of our evidece on the rise of Islam goes back to storytellers; but it is usually assumed that the the storytellers simply added some legends and fables to a basically Sound Tradition that  existed already,….( 26

 اسلام شناس آلمانی ‚ Albercht Noth ‚ در مقاله ای به خبر طبری، بلاذری و مسعودی از حمله اعراب به اصفهان اشاره می کند که منبع خبری تمام این تاریخ نویسان یک شهروند بصره ای با نام ’ حماد بن سلمه ’ ( وفات 784 ) است. ( تاریخ شفاهی ) حماد بن سلمه 100 سال بعد ( 750 )، بدون نام بردن ار منبع خبری خود، از اتفاقات قرن 7 خبر می دهد.( 27) این اسلام شناس معتقد است که استفاده از منابع سنتی ( اخبار و موضوعات تاریخ نویسان سنتی ایرانی و عرب ) به عنوان اسناد تاریخی برای بازسازی گذشته مشکل، یا غیر ممکن است. (28) همین نظریه را نیز پاتریسیا کرون بیان می کند که اسناد اسلامی اوایل اسلام را نشان نمی دهند:

Virtually all accounts of the early development of Islam take it as axiomatic that it is possible to elicit at least the outlines of the process from the Islamic sources. It is however well known that these sources are not demonstrably early ( 29

به عقیده ’ پاتریسیا کرون ‘ می توان با اندک  امیدی سرآغاز تاریخ اسلام را بازسازی کرد، اگر ما، بدون رجوع به اسناد اسلامی، به یافته ها و اکتشافات از حفاری ها ( باستان شناسی ) و به پاپیروس ها از این دوره استناد کنیم:

Without correctives from outside the Islamic tradition, such as papyri, archaeological evidence, and non- Muslim sources, we have little hope of reconstituting the orginal shapes of this early period. (30

دریایی مقاله خود از حمله اعراب به فارس را بسیار هیجان انگیز نوشته است. نویسنده از خون، جنگ، حمله از خلیج فارس و بصره، قیام شهروندان ایرانی، قتل حکمران عرب و در آخر از فتح استان فارس خبر می دهد. با این مقاله، یا درست تر ، با این فیلمنامه دریایی می توان یک فیلم (فانتزی) جنگی تهیه کرد. 

——————————————————————————————————————

 1 – Sources pour L‘ histoire et la geographie du monde iranien (224-710). Res Orientales. Vol. XVIII, 2009, P.144

2 – Iranian Kingship, the Arab Conquest and Zoroastn Apocalpse

The History of Fars and Beyond in Late Antiquity ( 600- 900 CE

3 – Tyler-Smith, Susan, Coinage in the Name of Yazgerd III ( AD 632-651) and the Arab Conquest of Iran

4 -Stephan Album and Tony Goodwin, Sylloge of islamic coins in the Ashmolean, Volume 1, The per-reform coinage of the early islamic period, Oxford

5 – Aleksander Nikitin and Gόnter Roth, “The earliest Arab-Sasanian coins”, Numismatic Chronicle, v.155. London, Royal Numismatic Society, 1995, pp.131-134 

6 – J. Walker, A Catalogue Of The Muhammadan Coins In The British

Museum, 1941, Volume I، Arab-Sassanian Coins,  London1941. P. 3

7 – J. Walker, P. 30-33

8 – Karl-Heinz Ohlig / Gerd-. Puin (H.g), Die dunklen Anfδnge, Berlin, 2007, P. 60

9 – شمس اشراق، نخستین سکه های امپراتوری اسلام، اصفهان 1369، ص. 88 

10 – J.Walker, P. 28-29

11 – Sylloge Nummorum Sasanidarum Israel, Nikolaus Schindel, Wien 2009, P. 15-16

12 – J. Walker, xxviii

13 – Heinz Gaube, Arabosasanidische Numismatik, Braunschweig 1973. Falttafel mit Tabelle

14 – Augustus Spijkermann, The Coins of the Decapolis and provincia Arabia, Jerusalem 1978. P. 128-29, No. 1

15 – Peter von Sivers, Christology and Prophetology in the Umayyad Arab Empire. In : Markus Groί / Karl-Heinz Ohlig (Hg.) Die Entstehung einer Weltreligion, Berlin/Tόbingen, 2014, P. 279

16 – Peter von Sivers, P. 279

17 – Yehuda D. Nevo and Judith Koren, Crossroads to Islam. New York 2003, p. 129

18 – Gideon Avni, The Byzantine-Islamic Transition in Palestine, An archaeological Approach, Oxford University Press, 2014, P. 221

19 – Daniel W. Brown ,  A new Introduction to Islam, united kingdom,2009 , P. 110

20 – Rebecca Darley, Faith, In: Minerva, The international Review of Ancient Art & Archaeology, January/ February 2014, P. 42

21 – Fergus Millar, The Roman Near East , 31  BC – AD 337, Cambridge/Mass. 2001, P. 230

22 – Yehuda D. Nevo and Judith Koren,  Methodological Approaches to Islamic Studies. In: Der Islam 68 ( 1991) , P. 91

23 – Gideon Avni, The Byzantine-Islamic Transition in Palestine, An archaeological Approach,  Oxford University Press, 2014, P. 6

24 – Michael Cook, Muhammad ( Past Master), Oxford 1983, P. 64

25 –  Gideon Avni, P. 316 – 317

26 – Patricia Crone,  Meccan trade and the rise of Islam, Oxford 1987, P 225

27 – Albrecht Noth, Isfahan-Nihawand, Eine quellenkritische Studie zur frόhislamischen Historiographie, Bonn, P.274-275

28 – Albrecht Noth, Quellenkritische Studien zu Themen, Formen und Tendenzen frόhislamischer Geschichtsόberlieferung, Teil I: Themen und Formen, Selbstverlag des Orientalischen Instituts der Universitδt Bonn, Bonn 1973

29 – Patricia Crone, Hagarism, Cambridge 1977, P. 3

30– Patricia Crone, Meccan trade and the rise of Islam, Oxford 1987  P. 230

 

کمیته بین المللی نجات پاسارگاد

www.savepasargad.com