International Committee to Save

the Archeological Sites of Pasargad

 

Link to English Section

     

 

1

 

پيوند به صفحه اصلی

 

15 سپتامبر 2010

نبایستی بگذاریم که بودن منشور در تهران بدست فراموشی سپرده شود

اگر آسیبی به استوانه برسد، دولت بریتانیا، رؤسا و هیئت مدیره موزه بریتانیا باندازه رژیم اسلامی در اینکار مقصر خواهند بود

گفت و گوی شمس رنجبر

با دکتر شاپور سورن پهلو،ایرانشناس،و باستانشاس هنر و تاریخ

آقای دکتر سورن پهلو، از ایرانشناسان و باستانشناسان ارزشمند ایرانی هستند که سال ها در خارج از ایران برای شناساندن فرهنگ و تاریخ سرزمین مان تلاش کرده اند. دکتر پهلو به خصوص پس از بنیان نهادن کانون پژوهش های ایران باستان در دانشگاه لندن در کنار آشنا کردن مردمان انگلیسی زبان به تاریخ ایران، در روشن سازی افکار عمومی غرب در مورد سیاست های دولت ایران که ایشان از آن به عنوان سیاست خزنده و پنهان ایران ـ باستانزدایی جمهوری اسلامی نام می برند کوشیده اند.

آقای پهلو سال گذشته به خاطر پژوهش ها و تلاش های خود از سوی بنیاد میراث پاسارگاد بهترین شخصیت سال 1388 ـ 2010  در رشته ميراث فرهنگی و تاريخی  شناخته شدند .

از آنجایی که ایشان از مخالفان سپردن منشور کورش بزرگ به دولت کنونی در ایران بوده اند با ایشان به گفت گویی نشستیم که حاصل این گفتگو را در اینجا ملاحظه می کنید.

شمس رنجبر ـ کمیته بین المللی نجات پاسارگاد

 

شمس رنجبر: آقای سورن پهلو همانطور که خبر دارید منشور کورش بزرگ ، پس از چند بار که موزه  بریتانیا از فرستادن آن منصرف شد، بالاخره  به ایران رفته است.  سال گذشته در جریان تظاهرات مردمی جنبش آزادی خواهانه ایران، وقتی دولت ایران خواست که منشور را به ایران ببرد،  شما یکی از اولین کسانی بودید که در روزنامه گاردین نسبت به رفتن منشور اعتراض کردید. آیا همچنان نسبت به این سفر منشور معترض هستید؟

دکتر سورن پهلو: با درود فراوان و سپاس از این فرصتی که به من داده اید تا دیدگاه های خود را در مورد فرستادن منشور حقوق بشر کوروش بزرگ به ایران بگویم.

با پوزش فراوان، پیش از پاسخ به پرسش تان لازم می دانم نکاتی  را یادآوردی کنم و آن این که رژیم اسلامی از زمان پیدایش و قبضه قدرت در ایران، دشمنی خود را با تمدن ایران باستان و بطورکلی هویت غیراسلامی کشورمان آشکارا آغاز کرده است. در مورد آسیب رساندن به بازمانده های باستانی کشورمان، در آغاز شاهد بودیم که شیخ صادق خلخالی  با موافقت و یا براساس دستور مستقیم آقای خمینی، درصدد نابودی تخت جمشید برآمد. و اگر دلاوری ها و مقاومت شیرزنان و مردان محلی و شیرازی نبود، پایان و سرنوشت این بنای ارزشمند ملی و جهانی  همانند آرامگاه رضاشاه و گور ناصرالدینشاه می شد.

باری، پس از ناکامی خلخالی و مقاومت مردمی در تخت جمشید ایران ستیزان متوجه شدند که برای دست یافتن به خواسته ها و آرزوهای پلیدشان، که نابودی آثار باستانی و زدودن فرهنگ پیش از اسلام از جامعه ایرانی می باشد، دیگر نمی توانند  آنچنان آشکارا و مستقیم عمل کنند، در نتیجه بگونه ای پنهانی و بنام پیشرفت و بهسازی این نابودی ها آغاز گردید. بنظر من در این مقطع زمانی ست که آن "سیاست ایران باستانزدایی" رژیم در ایران شکل می گیرد.

در این راستاست که می بینیم یکشبه ده ها به اصطلاح روشنفکر، تاریخدان و استاد مانند علف در ایران اسلامی 

سبز می شوند و همه یکصدا آوای دشمنی با ایران باستان سر میدهند. این افراد برای ملت مان شناخته و رسوا هستند و نیازی به نامبردنشان از سوی من نیستلازم به اشاره است که آقای خلخالی در کتاب ۵۷ برگی خود بنام 'کورش دروغین و جنایتکار'، همانند دیگر هم اندیشانش شخصیت تاریخی کوروش بزرگ را بباد ناسزا می گیرد و او را یک "زورگو، همجنس باز و هرزه"  می خواند. این پرخاش گری ها و ناسزاگویی ها نشانگر ژرفای بیزاری و عقده روحانیون حاکم به این بزرگمرد آزاده ایرانی است.

 در پی این اقدامات می بینیم که رژیم برای اجرای سیاست خود، دستور ساخت بیش از هشتاد سد، برپایی شهرک های کوچک و بزرگ در سراسر ایران، کارخانه های صنعتی، هتل سازی، معدن، ساخت راه آهن و راه آسفالته و خاکی، پل و غیره و ذالک، را می دهد که تمامی آنها از میان آثار باستانی پیش از اسلام می گذرد.

مشهورترین و بدنام ترینشان، همانگونه که خودتان از همه بهتر میدانید سد سیوند می باشد که از زمان بهره بردایش بجز آنکه آسیب های فراوانی به محیط زیست و کشاروزی منطقه رسانده است، باعث نابودی و زیرآب رفتن پیش از  صد و سی اثر ایرانی و ملی پیش از اسلام  است. همچنین با پدید آوردن دریاچه ی مصنوعی پشت سد که باعث تولید رطوبت زیاد و افزایش آبهای زیر زمینی  در منطقه شده است، و تاثیرات مستقیم منفی بر روی سنگها و بافت باستانی پاسارگاد و آرامگاه کوروش بزرگ را بهمراه داشته است

و اما در مورد پرسش شما و  اعتراض من  نسبت به فرستادن استوانه کوروش بزرگ به ایران همان گونه  که شما اشاره کردید، در گفتگویی  با روزنامه گاردین درسال 2009، نگرانی های خود را اعلام کردم. اعتراض من بدینجهت است که چرا رژیمی که کمر به نابودی فرهنگ و بازمانده های باستانی کشورمان بسته است و نوک تیز خنجر خود را بسوی شخصیت تاریخی کوروش نگه داشته است و بیش از سی سال برآنست که شهر و آرامگاهش را به راه های گوناگون نابود کند، اکنون خواهان بامانت گرفتن استوانه او از موزه بریتانیا هست؟ بویژه آنکه محتویات و پیام استوانه کوروش بزرگ دوستی، عشق، مهربانی، بخشش و نوعدوستی است، که رژیم اسلامی نه تنها با آن بیگانه و ازآن بویی نبرده است، بلکه تاکنون بر خلاف آن عمل کرده است

 

شمس رنجبر: همانطور که در خبرها هست روسای موزه بریتانیا، و با امکانات ایمنی کامل منشور را به ایران برده و به دست حکومت اسلامی سپرده اند. آیا به نظر شما این حکومت توانایی و شایستگی نگاهداری چنین گنجینه ی مهم بشری را دارد؟ در حالی که هر چند وقت یک بار خبر می شویم که موزه ای مورد دستبرد قرار می گیرد، یا به طور مرتب خبردار می شویم که میراث های فرهنگی و تاریخی قبل از اسلام در سراسر ایران ویران می شوند.

دکتر سورن پهلو: خوشبختانه این استوانه همراه با ویترین نمایشی اش،  با تمام امکانات ایمنی،  از سوی موزه بریتانیا بدون هیچگونه رخداد ناگواری به کشورمان رسید و هم اکنون در موزه ملی می باشد که همه رسانه های ایرانی و جهانی خبر آن  را نیز پخش کرده اند. اما این دلیلی نیست که دیگر نگران آن نباشیم، بلکه بالعکس نگرانی ما تازه آغاز شده است.استوانه به مدت چهار ماه در ایران خواهد بود و تا زمان بازگشتش به موزه بریتانیا همواره باعث نگرانی خواهد بود، که مبادا حادثه ای ناگوار دراین بین برایش رخ دهد. تا آنجایی که من اطلاع دارم طبق مفاد قرارداد بین دو موزه، استوانه از زمان تحویلش به مقامات موزه ملی در تهران، مسئولیت نگهداریش به عهده ایران می باشد و نه موزه بریتانیا.

البته من بعنوان یک ایرانی اعلام می کنم که باعث افتخار است که بار دیگر استوانه کوروش بزرگ به مام وطن بازگشته است، که هم میهنان میهن دوست آزاده و فرهیخته ام توانایی دیدن این استوانه را از نزدیک داشته باشند. اثری که 'پدر ایرانزمین' برای ما که فرزندان او هستیم بجای گذاشته است. ولی امیدوار بودم که این استوانه زمانی به خانه اصلی خود برمی گشت که فرزندان شایسته، آزاده و حقیقی کوروش بر سرکار بودند، نه این دستاربندان مزدور استعمارِ پیر که با جنایاتشان، ستمگری شان و ناپاکی شان روی اسکندر و تازی و چنگیز و تیمور را سپید کرده اند  

باری، همانگونه که فرمودید هرگونه رخداد ناگهانی و ناگوار در طی اینمدت می تواند برای استوانه رخ دهد؛ از دزدی و خُرد شدن در حین جابجایی گرفته تا هر داستانی که به مغز انسان می آید. ولی من مطئمن هستم که اگر رخداد بدی برای استوانه پیش بیآید، نظام حاکم نقش مستقیم در آن دارد.

 

شمس رنجبر: به نظر شما اکنون که به هر دلیلی منشور در ایران است. و در واقع از دست همه ی جهان خارج شده چه باید کرد؟

دکتر سون پهلو: تنها کاری که ما می توانیم انجام دهیم اینست که نبایستی بگذاریم که بودن استوانه در تهران بدست فراموشی سپرده شود، گرچه ممکن است که چهار ماه طولانی بنظر نرسد. ما بایستی چه در داخل و چه خارج از کشورمرتب در مورد استوانه بحث و گفتگو کنیم و افکار همگان را معطوف آن سازیم که استوانه تا زمان بازگشتش به لندن همواره در معرض خطر نابودی خواهد بود.

گفته شده است که باحتمال زیاد جمهوری اسلامی برای خوش جلوه دادن خود و بدنام کردن معترضین به فرستادن استوانه به ایران، آن را  بدون هیچ اسیبی به لندن پس خواهد فرستاد. پاسخ من این است که اگر قیمت بازگشت استوانه به لندن اینست که باصطلاح بدنام شویم، من بعنوان یک ایرانی با آغوشِ  باز  پذیرای آنم - چون یکایک ما وظیفه آن را داریم که از این اثر ملی که پرارزشمندترین اثر تاریخی جهان است نگهداری کرده و آن را برای نسل های آینده بجا گذاریم.

 

شمس رنجبر: از نظر قانونی (منظورم قوانین بین المللی است) اگر لطمه ای به این منشور بخورد چه کسانی در کشورهای بریتانیا و ایران پاسخگو هستند.

دکتر سون پهلو: من پاسخ فنی این پرسش را برعهده متخصصین حقوق و قوانین بین الملی می گذارم چون رشته تخصصی من نیست.

باری، چیزی که روشن است رژیم مذهبی و روحانیون برسرکار بیش از سی سالست که سرگرم زیرپا گذاشتن قوانین حقوق بشر و  نابودی و چپاوول کشورمان هستند و تاکنون هیچ جامعه مدنی یا دادگاه بین الملی توانایی به کیفر رساندن آنان را نداشته است. حال اگر این منشور نابود شود، بعید می دانم که ما کاری بتوانیم انجام دهیم

در ضمن بایستی خاطرنشان کنم که در صورت نابودی و یا آسیب دیدن استوانه، ما ملت ایران هستیم که متقبل خسارات مالی سنگینی خواهیم شد - که برای رژیم برسرکار مهم نیست، چون مال خودشان نیست 

من تنها امیدم به سالم بازگشتن استوانه کوروش بزرگ به لندن اینست که بریتانیا ادعای مالکیت این استوانه را دارد، و پیوندهای تاریخی، وابستگی و نزدیکی ویژه روحانیون حاکم بر کشورمان  با انگلیسی ها، ممکن است باعث آن شود که هیچ پیشامدی برای استوانه رخ ندهد

البته، برای من این هم پرسشی شده است که چرا موزه بریتانیا منشور حقوق بشر کورش بزرگ را به ایران در زمانی می فرستد که تمامی دانشگاهیان و جهانیان ابراز نگرانی کرده و به موزه هشدار داده اند، از جمله خود من که گفته بودم اعتماد کردن به رژیم تهران سهل انگاری است و خطر احتمالی نابودی استوانه کوروش بزرگ وجود دارد، ولی انگلیسی ها باز آن را بایران فرستادند .

قدر مسلم اینست که اگر آسیبی به استوانه برسد، دولت بریتانیا، رؤسا و هیئت مدیره موزه بریتانیا باندازه رژیم اسلامی در اینکار مقصر خواهند بود و روزی از نظر معنوی و احتمالا حقوقی بایستی پاسخگوی ملت ایران باشند.

 

شمس رنجبر: به عنوان یک تاریخ شناس و باستانشاس جهانی ممکن است نظر خودتان را به طور کلی در ارتباط با اهمیت و ارزش منشور کورش بفرمایید؟

دکتر سون پهلو: همانگونه که واقف هستید این استوانه  از گل ساخته شده است. و چند نمونه دیگری مانند  این استوانه در میانرود باستان ساخته و موجود می باشد، از جمله نبشته شاهی نبونید. باری، چیزی که استوانه گلین کوروش بزرگ را  بجز از ارزش تاریخی اش از مابقی فرمان های پیشین جدا می کند، محتویات انساندوستانه آن می باشد. بدین لحاظ است که اکثریت ایرانشناسان و خاورشناسان آن را نخستین منشور حقوق بشر در جهان می دانند. از اینرو نیز سازمان ملل متحد متن منشور را به شش زبان رسمی برگردان کرده و بدل آن را در یکی از راهروهای طبقه دوم ساختمان سازمان در نیویورک، پیش از ورود به اتاق شورای امنیت در معرض تماشا گذاشته است

امروز با وجود حضور استوانه که یک سند تاریخی است، ایران ستیزان چه درونمرزی و چه برونمرزی  به آن یورش می آورند و حتی قدمت تاریخی اش را زیرپرسش می برند و تهمت می زنند که پیام و محتویات انساندوستانه اش تبلیغات و تراوشات مغزی شوونیستی ایرانی است، وای به زمانی که در صورت نابودی دیگر وجود خارجی هم نداشته باشد

بنابر این تا زمانی که استوانه کوروش وجود دارد، خود کوروش وجود دارد - و تا زمانی که کوروش وجود دارد، بزرگترین افتخار بشریت که منشور حقوق بشر اوست از آن ملت ماست. زمانی که جهان باستان به کشتار و شکنجه خود افتخار می ورزید، نیاکان ما اندیشه های آزادیخواهانه انسانی، نوعدوستی، نوپروری، عدالت و برابری را پایه گذاری کرده اند. اما اگر این استوانه نابود شود، بیش از نیم سده نه تنها کوروش فراموش خواهد شد و وجود تاریخی وی زیر پرسش می رود، بلکه تمامی دستاردهای فرهنگی و معنوی نیاکانمان هم نیز بنوبه خود به تاراج می رود 

به نظر من این گزافه نیست که بگوییم استوانه کوروش بزرگ، که حاوی نخستین فرمان حقوق بشر در جهان می باشد، نه یکی از - بلکه ارزشمندترین دستآورد بشریت است و این بزرگترین افتخار بشری همیشه از آن ملت ما خواهد بود.

شمس رنجبر: دکتر پهلو گرامی از این که وقت خودتان را در اختیار ما گذاشتید بی نهایت سپاسگزارم

 

کميته بين المللی نجات پاسارگاد

www.savepasargad.com