|
27 آبان 1387 (2547 سال پاسارگارد) 17 نوامبر 2008 == کميته نجات پاسارگاد هيچ گونه وابستگی مذهبی و سياسي ندارد
دکتر مسعود آذرنوش در گذشت

باستانشناسی که به دليل منافع شغلی چشم خود را به روی حقايقی کارشناسانه بست
و در کنار ويرانگران تنگه بلاغی قرار گرفت
از: شميم، خبرنگار کميته نجات پاسارگاد
دکتر مسعود آذرنوش باستانشناس ایرانی، هفتم آذرماه، ساعتی پس از بازگشت از منطقه هگمتانه همدان به تهران، در پی سكته قلبی درگذشت. وی در 5 فروردين ماه سال 1324 خورشیدی در کرمانشاه دیده به گیتی گشود. پس از گذراندن دوران آموزش متوسطه، در رشته باستان شناسي به آموختن پرداخت و در سال 1347 خورشیدی مدرک کارشناسی باستان شناسی را از دانشگاه تهران دریافت نمود. سپس در سال 1353خورشیدی با ارائه پايان نامه خود را با عنوان « تمدن و هنر هيتيت » درجه كارشناسي ارشد باستان شناسی و تاريخ هنر را از دانشگاه تهران دریافت نمود. وی در سال 1368 خورشیدی دكتراى باستانشناسى خود را با ارائه پایان نامه اش زیر عنوان « هنر ساسانی در شرق فارس و منطقه حاجی آباد» از گروه باستان شناسي دانشگاه ايالتي كاليفرنيا دریافت نمود.
دکتر مسعود آذرنوش، افزون بر پژوهش و آموزش در دانشگاه ها و انتشار ده ها مقاله باستان شناسی در نشریات تخصصی در بسیاری از برنامه های کاوش در شهرهای مختلف کشور حضوری فعالانه داشت. وی از سال 1379 تا 1385 در سازمان ميراث فرهنگی كشور، رياست پژوهشكده باستانشناسی را برعهده داشت و در سالهای گذشته، سرپرست هيأت كاوش باستانشناسی هگمتانه در همدان و قلعه يزدگرد در استان كرمانشاه بود.
از نکات منفی کارنامه حرفه ای او این که پس از پایان کارش در پژوهشکده باستان شناسی، پذیرفت که به عنوان مشاور « طاها هاشمی» رييس وقت پژوهشگاه سازمان با اين مرکز پژوهشی همکاری نماید. همچنین به هنگام رياست آذرنوش بر پژوهشكده باستانشناسی، فعالیتهای گسترده باستان شناسان خارجی در ایران از سرگرفته شد که متاسفانه به ورود و فعالیت های بی رویه آنان در ایران منجر شد.
یکی از دیدگاه های بحث انگیز آذرنوش در دوران فعالیتش ، سخنان غیر مسئولانه او درباره آسیب های ناشی از آبگیری سد سیوند بود. وی در هنگام رياست بر پژوهشكده باستانشناسی سازمان ميراث فرهنگي و گردشگری، همصدا با مجریان این پروژه، از احداث سد سیوند در تنگه بلاغی دفاع کرده بود و و در توجیه این کار خود گفته بود: «... زيرا سدها بر روی رودهايی ايجاد میشوند كه كرانههای آنها از گذشتههای دور محل زندگی انسان بوده است». وی در آن سخنان، در نهایت شگفتی چشم خود را بر روی حقایق باستان شناسی که بارها از سوی کارشناسان مستقل درباره زیان های ناشی از آبگیری سد سیوند مطرح شد، بسته بود و گفت :«... حد نهايي حريم درياچه سد با مقبره كوروش 6 كيلومتر فاصله دارد و آب تراز درياچه حدود 20 متر پايينتر از مقبره كوروش قرار دارد و با در نظر گرفتن اين فواصل، احتمال اين كه وجود درياچه پشت سد سيوند تاثير مستقيمي بر آثار پاسارگاد به خصوص مقبره كوروش كه نزديکترين اثر به اين درياچه است بگذارد، بعيد است ». وی در حالی که رياست پژوهشكده باستانشناسي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگری را برعهده گرفته بود در سخنان غیر مسئولانه دیگری در پاسخ به این پرسش که « آيا ايجاد سد به بالا آمدن سطح سفرههاي زيرزميني منجر خواهد شد يا خير و آيا بادی كه از طرف دره و كوهستان بلاغی به سمت پاسارگاد میوزد، با ايجاد درياچه سد، ميزان رطوبت بيشتري را به طرف پاسارگاد خواهد برد يا خير؟ » از انجام اين مطالعات اظهار بیاطلاعی كرده و آن را در چارچوب وظيفه بنياد پژوهشي پارسه پاسارگاد دانسته بود.